نسل ما فرسوده است، اما وطن را رها نمیکنیم؛
اقتصاد در آستانه انفجار- نخبگان واقعی، وارد میدان شوید

به گزارش خبرنگار ما در آذربایجانشرقی؛ آقای رئیس دولت؛ تورم افسارگسیخته، بیثباتی اقتصادی،تصمیمات خلقالساعه سیاستگذاران، صدور قبض های مالیاتی و قبضهای نجومی آب و برق و گاز تلفن در سرمای استخوانسوز زمستان، و ناتوانی مردم در
استفاده از ابتداییترین انشعابات، نهتنها سفرهها را خالی کرده، بلکه اعصاب، روان و جسم جامعه را در فرسایشی دائمی فرو برده است.
امروز خرید اکثریت مردم فقط برای زندهماندن و تأمین شکم است، نه برای زندگی؛ چراکه زندگانی شرمنده است از چنین زندمانی. نه تفریحی مانده، نه عیدی، نه آیینهای کهن، نه لباس نو.همه اینها قربانی ۴۷ سال تصمیمهای غلط و یکجانبه، سیاستهای ناکارآمد و بیتوجهی به واقعیتهای زندگی مردم شده است.
برکناری مُسکنگونه افراد و جابهجایی صندلیها، فرزیـن و این زیـن و آن زیـن (رئیس بانک مرکزی) را درمان نمیکند؛ مشکل از بازیگران سیاسی نامرئی است.
این بحران، بحران اسم نیست؛ بحران ساختار، روش و عقلانیت است. وزارتخانهها و نهادهایی که سالهاست متهم به رانت، کارچاقکنی و بودجهبلعیاند باید بیدرنگ پاکسازی، شفاف و کوچکسازی شوند.
حذف نهادهای غولپیکر و پرهزینه و مافیا خیز، فعلاً حداقلیترین نسخه برای نفسکشیدن اقتصاد است تا شاید با همراهی نخبگان واقعی سیاسی اقتصادی و اجتماعی، و اساتید برجسته دانشگاه ها، مسیر مسدودشده عقلانیت دوباره باز شود.
انقلاب ۵۷ برای چه بود؟ برای نفی فاصله طبقاتی، تبعیض و تحقیر انسان. مردم قیام کردند چون اساس می کردند شأنشان لگدمال شده بود! شهدای دفاع مقدس جان دادند چون باور داشتند ایران باید بماند؛ نه اینکه مردمش زیر بار سوءمدیریت فرسوده شوند.
همان مردم، همان نسلها، امروز هم عاشق این خاکاند؛ اما خسته، فرسوده و عصبانی. این عشق را با انگزنی، مارکزدن، حذف اجتماعی و بگیر و ببندهای غیرقانونی نسوزانید.
فرزندان این وطن را بهخاطر خطاهای جزئی و قابل بخشش از ادامه زندگی، کار، تحصیل و حقوق شهروندی محروم نکنید و اجازه ندهید این روند فرسایشی ادامه یابد. حقوق شهروندی را نباید لجنمال کرد! این مردم سالهاست در سختترین شرایط کنار کشور و
مسئولان ایستادهاند و در بزنگاهها، از جمله در ۸ سال دفاع مقدس، بهترین فرزندان خود را فدا کردهاند. اکنون زمان آن است که حاکمیت نیز به خود آید و به جای طرد، راه بازگشت به “مام وطن” را هموار کند.
ایران با فرزندان خودش زنده است؛ نه با شرق، نه غرب، نه آمریکا و نه اروپا. در آنسوی مرزها. میلیونها ایرانی جلای وطن شده اند که سرمایه، تخصص و تجربه دارند؛ میلیاردها دلار سرمایه دارند و خود نیز سرمای انسانی هستند و وقتی از آنها میپرسی
بزرگترین آرزویتان چیست، میگویند: بازگشت به وطنم، پاره تنم ایران عزیز. با یک فراخوان آشتی ملی واقعی؛ نه شعاری میتوان این سرمایه انسانی و اقتصادی را به کشور بازگرداند؛ بیهزینه، بیتنش و پربازده.
جامعهشناسان سالهاست هشدار دادهاند: وقتی فشار معیشت مزمن میشود، دمای سیاسی بالا میرود و عقل جمعی منجمد میشود. آنوقت تصمیمگیری از کار میافتد و آینده به دست تصادف سپرده میشود. خطر اصلی نه بیرون از مرزها، که در
تهیشدن مردم از امید، امنیت روانی و کرامت انسانی است.
اکنون باید صریح گفت: ما در ایستگاه آخر ایستادهایم. اگر دیر بجنبیم، این ایستگاه، ایستگاهی خواهد بود که همه پیاده میشوند؛ و هیچکس نمیداند آن روز چه بر سر این مردم و این کشور خواهد آمد. به خاطر جوانان، به خاطر نسلهای آینده، به خاطر عزت این
مردم و به شهدای که به خاطر وطن جانشان را در طبق اخلاص گذاشتند برای تغییر شیوه کشورداری و مدیریت آستین بالا بزنید؛ نه با شعار، بلکه با اصلاح واقعی.
وظیفه ما نوشتن است و گوشزد کردن خطرهاست؛ حتی اگر هزینه هم داشته باشد،آماده ایم و حتی اگر قربانی این هشدارها شویم اما بیاید و بدانیم که شکم گرسنه نه دین میشناسد، نه ایمان، نه حکومت. این خاکستر، خاکستر نان است؛ و مسئله،
مسئله نجات جان است. خدا نیاورد آن روز را.
بیایید تهدیدها، حذفها، تنبیهها و برچسبهای غیرعقلانی و غیرقانونی را کنار بگذاریم و با همین مردم، ایران را دوباره احیا کنیم؛ باور کنید شدنی است!
شعاع دایره ایران را آنچنان گسترش دهیم که همه بتوانند در آن نفس بکشند.
همه ایرانی هستیم. واژههای «خودی» و «غیرخودی» انسانها را از دلسوزی فرسوده و رنجانده است؛ این چه صیغهای است که بلای جان ما شده است؟
گور پدر شرق و غرب؛ ایران را با مردمش حفظ کنید.
آقای پزشکیان؛
اگر امروز برای آشتی ملی، ترمیم اقتصاد و بازگرداندن کرامت مردم اقدام کنید، ضرر نخواهید کرد. میشود و میشود؛ به شرط آنکه دیر نشود.
و من، محمدرضا ایـازی، و هزاران «من» دیگر، که از ترس مارکها، اتهامات و برچسبهای سیاسی، اجتماعی و شهروندی که، گاهی خود را درجه چندم ایران عزیز میبینند و نمیتوانند واقعیتها را بیان کنند، این هشدار را بهعنوان یادداشت، با قلبی خسته و رنجور، محنتکشیده اما همچنان امیدوار، مینویسم.
منبع: خبرگزاری آریا
برچسب ها :
ناموجود- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.





ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰