تاریخ انتشار : پنجشنبه ۱۸ دی ۱۴۰۴ - ۱۲:۴۴
کد خبر : 6351

پایان انجماد! با بیداری مسئولان قبل از یخ زدن عزّت مردم:

از نان خشک تا سقوط ارزش‌ها؛ راهی جز اصلاح بنیادین و شتابان نیست

از نان خشک تا سقوط ارزش‌ها؛ راهی جز اصلاح بنیادین و شتابان نیست
فصل تدوین- یادداشت/ ما دل در گرو ایران عزیز و مردم رنج‌دیده‌مان از بی‌مهری‌ها داریم و خود نیز عضوی کوچک از همین جامعه هستیم. این روزها دیگر تنها صحبت از آمار و ارقام اقتصادی نیست؛ این درد، مستقیماً سفره‌های مردم را هدف گرفته است. مردم ایران، ملتی که همواره فداکار و استوار بوده‌اند، امروز با حقیقتی تلخ و طاقت‌فرسا روبرو هستند که مدیریت ناکارآمد آن، عزت و کرامت آن‌ها را زیر سؤال برده است.

فصل تدوین- یادداشت/ ما دل در گرو ایران عزیز و مردم رنج‌دیده‌مان از بی‌مهری‌ها داریم و خود نیز عضوی کوچک از همین جامعه هستیم. این روزها دیگر تنها صحبت از آمار و ارقام اقتصادی نیست؛ این درد، مستقیماً سفره‌های مردم را هدف گرفته است. مردم ایران، ملتی که همواره فداکار و استوار بوده‌اند، امروز با حقیقتی تلخ و طاقت‌فرسا روبرو هستند که مدیریت ناکارآمد آن، عزت و کرامت آن‌ها را زیر سؤال برده است.
دیگر سخن از توسعه نیست، چرا که مهار تورم یکی از آیتم‌های اساسی توسعه یک کشور است. در روزهای اخیر، تورم و گرانی به حدی رسیده که دیگر استخوان‌های ته‌مانده مردم را هم خرد کرده است. وقتی به بازار برخی کالاهای خوراکی نگاهی می‌اندازیم، به وضوح می‌بینیم که یک انقلاب جهشی در اقتصاد ایران در حال رخ دادن است که فقط مسئولان از آن بی‌خبرند!
افزایش بی‌سابقه قیمت‌ها
چرا باید قیمت یک روغن نباتی ۵ کیلویی در یک روز بیش از ۲۰۰ درصد افزایش یابد؟ این افزایش قیمت‌ها نه تنها بر روی روغن، بلکه بر روی بسیاری از اقلام ضروری و حیاتی دیگر مردم نیز تأثیر گذاشته است. به راستی کدام طاعون و وبا به این سرزمین حمله کرده که انصاف و مروت‌ها از هم پاشیده و جوانمردی به چیزی بی‌معنی بدل شده است؟
بی‌مدیریتی و بی‌انصافی
مدیریت کشور به شدت در بحران است و این شرایط باعث شده که مردم نسبت به یکدیگر بی‌انصاف شوند. ما برای دفاع از این سرزمین بهترین فرزندانمان را فدای این خاک کردیم؛ فرزندانمان در غرب و جنوب کشور در سخت‌ترین شرایط از وطن دفاع کردند و به درجات شهادت نائل آمدند. آنها قابل احترام و تحسین هستند و قهرمانان بلامنازع وطن، اما این همه ایثار و از جان گذشتگی به کجا رفته است؟ چه کردید با این مردم؟! حکومت دیگر سوراخ دعا را گم کرده و سفره‌ها به حدی کوچک شده که در کوچکی خود گم گشته است و دیگر هیچ رمقی برای مردم باقی نمانده است. این خواب شما مسئولان چقدر شیرین و سنگین هست که نمی‌خواهید بیدار شوید! بیدار کردن مردم برای شما گران خواهد بود.
هشدار به مسئولان
چرا به موقع تدبیر نمی‌کنید؟ مردم بیچاره‌اند و نمی‌خواهند شاهد یک اتفاق ناگوار دیگر باشند. باید تدابیری اندیشیده شود. هیچ کس نمی‌خواهد گرگ‌هایی که در سایه بی‌تدبیری شما مترصد فرصت هستند، برای دریدن وطن دندان تیز کنند. مردم ما خاک می‌خورند و وطن را به هیچ اجنبی نخواهند داد. ایستادگی در ذات و مرام مردم ایران است، اما شما این مرام را نابود کردید و انگیزه را از آنان گرفتید.
نخبگان و آینده کشور
این روش کشور داری نیست. اگر به موقع تدبیر می‌کردید و به نخبگان و دانشگاهیان فرهیخته میدان می‌دادید، امروز شاهد این وضعیت نبودیم. بسیاری از خانواده‌ها حتی نان شب و پنیر خالی را هم ندارند و گوشت را فقط در تصاویر و اخبار می‌بینند. سخن از تفریح و تنوع و مسافرت و لباس‌های شیک و… نیست، اما تغذیه معمولی که حق هر انسان است، که آن نیز در کشور ما بی‌معنی شده است. آخه بی‌انصاف‌ها! حداقل نان خشک برای مردم ارزانی بدارید! زمستان است و وضعیت سیاسی و اقتصادی به شدت ناجوانمردانه.
این وضعیت نگران‌کننده و فرسایشی فقط نتیجه بی‌توجهی به مشکلات اقتصادی نیست، بلکه نشان‌دهنده سقوط ارزش‌های انسانی و اجتماعی در جامعه ماست. مردم شایسته زندگی بهتری بودند و می‌بایستی تغییرات اساسی و با شتاب در مدیریت کشور برای رفاه حداقلی ایجاد می‌کردید، وگرنه کمی درنگ کنید نه اثری از شما خواهد ماند و نه عزتی برای مردم.
نسل آینده از ما مطالبه‌گری خواهند کرد و نباید بی تفاوت از کنار این فاجعه عبور کنیم. نگران هزینه‌های سیاسی هم نباشیم؛ از انگ‌ها و ننگ هم نترسیم، بی‌تفاوتی نمی‌تواند انسان‌ها را به حقوق قانونی خود منتقل کند. ما نه به دنبال آن شاهزاده بی‌خاصیت هستیم و نه آن سازمان منافقین خلق منفور و تروریست. ما فقط به شرایط فعلی منتقدیم؛ ما به عدم تأمین معیشت، ناترازی عدالت، تبعیض‌ها و غارت‌ها اعتراض داریم و انتظار داریم به فکر رفاه اساسی و حقوق مردم باشند، اما نه با شعار و وعده، چرا که دیگر فرصتی نمانده است برای وعده‌های خالی از حقیقت.
اینکه مسئولان خود را در برابر مردم پاسخگو ندانند، خود بزرگترین تهدید برای ثبات و مشروعیت است. ما به شایستگی‌هایی فراتر از این معیشت سخت باور داریم و ایران، سزاوار مدیریتی در قامت نام بلندش بود که نشد، اما هنوز هم دیر نیست. به صدای پوشالی بیگانگان و آنسوی مرزها که چون گرگ‌ها در کمین هستند دل نبندیم؛ می‌شود و می شود چاره کار کنار آمدن با مردم و نشاندن نخبگان و فرهیختگان در حوزه تصمیم‌گیری است.
آقای پزشکیان، امیدواریم بشنوید!باور کنید این رنجنامه از سر دلسوزی و نگرانی است. ما هرچه در وسعمان بود برای موفقیت شما به کار بستیم و اعتقاد داشتیم شما این مسیر سنگلاخ سیاسی و مدیریت یخ‌زده را نجات خواهید داد و هنوز هم داریم. پس تصمیم و اقدام عاجل! در غیر این صورت، خدا شرکارهای خیر شما را هم از سر ما دور کند. منبع: خبرگزاری آریا

محمدرضا ایازی
پژوهشگر سیاسی در مقطع دکتری و سربازایران زمین

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.